پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر




کوتاه و خواندنی

 مرگ در بعدازظهر

 پری سیلامین

اگر مردی، از پشت آن درخت بیا بیرون تا مخت را داغان آنم »

«. لویی
«. تو جگر نداری ماشه را بکشی »
«. جگر دارم این هوا، از مغز تو گنده تر »
«. تونی! تو مغزت اندازه ی فندق است »
بنگ!
«!... یکی دیگر ...»
بنگ!
«! لویی! تونی! شام »
«! آمدیم، مام

 

می خواهم حادثه ای را گزارش دهم

 

 

 

تام فورد

 

 

 

سلیا همه اش تقصیر توست . جنازه ی مرا می بینی که توی »

 

«. استخر غوطه می خورد. بدرود. اومبرتو

 

سلیا تلوتلو خوران و یادداشت در مشت بیرون آمد و مرا

 

دید، که دمر توی آّب غوطه می خوردم، درست مثل مگسی که در

 

ظرف ژله گیر افتاده . وقتی توی آب شیرجه رفت تا مرا نجات دهد

 

و یادش آمد شنا بلد نیست، بیرون آمدم.

 

متهم ٣٣٨۴١٢

 

 

 

 

 

شخصیت دوانه

 

 

 

مارک ترنر

 

مرد جذبه ای داشت . زن لرزید . حیرت آرد . قدم که می زدند

 

زن بی هوا پرسید راستی چرا دوستی های دیگرت این قدر 

 

کوتاه بود مرد چشم به سوی آسمان گرداند خوب ، این

 

«... مختصر عیب را دارم

 

مدتی بعد، کارآگاه با دیدن قیافه ی تکان دهنده ی دختر

 

جوان که زیر نور قرص ماه کامل غرق خون بود، چهره اش در

 

هم رفت. در دوردست گرگی زوزه می کشید

 




کلمات کلیدی :داستان کوتاه
نویسنده : Admin H تاریخ : سه‌شنبه ۱۳٩٠/٧/۱٢ نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به جوان ایرانی مي باشد.